کشکول عشق

یاد آن دوران بخیر
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٥
 

«به تو می اندیشم»

چشم امشب برنمیدارم ز روی ماهتاب

در یاد توام ، ای ماه شبستان دلم ؛

این همان میثاق ما در کودکیست ، روی شنزار صداقت

در کنار آب های پاک دریا ، ماندگار و بی ریا

آن غزل ها و سرود مهرورزی مال ماست ، تک تک آن خاطرات

روی قاب اشتیاق ، همراه ماست

گاه شب ها خاطرات آید به رویاهایمان

خاطرات جویبار و عطر گل ، پونه ها و شاخه های ریز نعنا روی آب ،

در کنار بید مجنون ، نقش بند دفترم بودی و احساسم

کودکی هایم همه پیوند در احساس توست.

روز و شب هایم گذشت ،

کاش می شد کودکی می ماندم و همراه تو ، پا برهنه روی خاک باغچه

زیر باران و نسیم ، بازتاب واژه های عشق را

روی گلبرگ ها  ، جاودان می ساختیم.

یاد آن دوران بخیر...