کشکول عشق

قصه ام تنهائیست...
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۱
 

من نگاهی دارم ، در نگاه معشوق

روی زیبایی آهنگ بهار

روی هر قطره ز باران و نسیم

روی آرامش گل های طربناک شمیم

خالص و ناب ، بی زیان چون مهتاب

گرم چون آفتاب جوان

غرق لذت از عشق ، در همه افکارم ، در وجودم

بیکران می بینم ، قاب معشوقم را

غصه ام نیست قفس ، قصه ام تنهائیست

شعرهایم همه در نغمه اوست

در خم کوچه تنهایی من ، پنجره ای هست به نورانی ماه

یار من ساکن آنجاست ، گاهگاهی به نگاهی دل ما می لرزد؛

کاش این پنجره را بگشاید .