کشکول عشق

زیستن
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۳
 

کوتاه سخنی است از عیار :

بنده خدا بدان : تو خلق شدی برای زیستن ، نی بر ایستن !

تو آمدی بر زندگی نه بر بندگی ، خدایت آزاد آفرید از پاکترین پاکی ها و منزه ترین آمیزش ها ، و از انفاس خود بر تو دمید  تا راهوار باشی و در جوش ، لیکن در طمانینه و خضوع . تو چه ظلم می کنی به خود که اشرف مخلوقاتی و حضرت پروردگار انفاسش را فقط بر آدمی دمیده که هیچ نقصی در آن نیست؟

کدام مخلوقی را در تو سراغ است ، که فرشتگان ملکوت بر او سجده گذارند و خدای را بر چنین مخلوقی آفرین گویند ؟

آز و طمع از خود دور نما ، چه حکمتی را بر خود مباح ساخته ای که به سوی اهریمن  تازی و همنشین نفسی  ؟ علم و معرفت بیفزای بر وجودت و نفس ها را گرامی دار و هر نفسی بر نفس خواه بدم ،  بر دستانت بناز که بر سر بی پناهی کشی.

لب هایت را مقدم دار که بوسه باران کنند جای پای معشوق را ، و زبانت آنگاه بر سخن وادار تا حق گوید .

از چه رو اسیر نفسی ، تا تو را از اوج عزت به زیر کشاند و بر خاک مذلت نشاند ؟ گام هایت برگذار گناه منه و گرمای وجودت را بر آغوش محبوب روانه کن و بالاتر از آن  ، دل را که جایگاه ربانیست و جناب احدیت را در آن ماوا  ، گذرگاه هوا و هوس قرار مده. دست مریزاد بر تو که هیچ نعمت پروردگارت را تکذیب نفرمایی ، هم چنانکه او فرموه.

اندیشه ات را در خدمت دل گذار تا آنگاه که مردم گویند از نیکنامانی و خدایت بپذیرد ، آنگاه تو را سکنی اعلی علیین است و جاودانی.