کشکول عشق

عشق
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٦
 

خلقت ز ازل تا به ابـــد زایش عشــــق است
این بزم خموشی که به کیهــــان زده لبخنــد
از رابطه عاشـــق و معشوق چــــــه دانی؟
القصه که خورشید بجـــــز سنگ چه باشد
فرهــــــاد به شیـــــرین چو رسد کـوه بلرزد
لیلی نشـــــکاند به نظــر کوزه ز مجنـــــون
هرگاه غــــلامی بنگارد قلمـــــش عشـــق

 

زینت شـــــــده بر زیور و آرایش عشــق است
غوغای نگاهــــش شب آرامش عشـق است
جز اینکه نگاه دو طرف خواهش عشـق است
این نور که بینی همه از تابش عشـــق است
اینلرزش مستانه بسی جوشش عشق است
این بزم خداگونه همان شورش عشـق است
زانــــو زده بر میـــــکده آتش عشـــــق است