کشکول عشق

اشک
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٦
 

 

بار دل بستــم بیایم خــــــــانه ات پیدا کنم
اشک بارم قطـــــره قطره روی خاک پای تو
آشیان در خـــــــانه ات گیرم ، به از باغ ارم
آنقدر خنجــــر به پشتم خورده از تیغ رقیب
رحم کن جانا غلامت را در این بی همدمی

 

ایندل رسوای مجنون عاشق وشیدا کنم
اشک ها دریا کنم  با نغمه ات سودا کنم
سر نهم امروز پیشت  نی که آن فردا کنم
تا ابد نزدت بنـــــــالم ، شکوه از اعدا کنم
امن و آسایش نخواهـــم ، آه و وادردا کنم