کشکول عشق

اشک یتیم
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۱
 

برای سفر همیشه راهی هست ای محرم راز، مثل راه پر پیچ و خم کعبه در دشت حجاز

همان که حافظ می گفت، خار مغیلان و راز و نیاز ،

شاید سخت است شب برخاستن ز خواب دراز سفر برای قیام و نماز.

اما راهی دیگر هست برای تجلی و پرواز،

برای دیدن طلعت معشوقه ناز

اگر که گشته ای به محبوب دل تو ایاز                بیا سفر کنیم آغاز

رفیق شفیق، اگر که طالب فیضی در آن سوی گلستان دری نموده دلبر باز.

برای رفتن هر بنده ای، ز هر مرام و مسلکی مجاز،

راه دوری نیست  مثل رفتن به اهواز یا شیراز

همین جاست، درون خانه ایتام پر ز نیاز،

راه باز است، نه پیچ و خمی، نه صخره ای نه قراول و سرباز

زیادند آنجا یتیمان گوهر ساز،

ز اشک هاشان، بیا برویم به نزدشان که گوهر اشک هاشان همی کند اعجاز،

بیا نترس مزد هم هست، اما نزد  شاه  بنده نواز.