کشکول عشق

دیدار صبا
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳۱
 

دوش در وعده دیدار صبــا آمد و رفت
یاد آن گل نشود ز یــاد این ذره خاک
یک جرعه شراب عشق فرمود بنوش
اکنونکه شدم اسیرآن سلسله موی
در شور و نوا شدم، غلامش ز وصال

 

در شب غربت ما چه با وفا آمد و رفت
اندرین آتش دل چه با صفا آمد و رفت
نوشیدم و مستــــم ز کجا آمد و رفت
گویند حـــــریفان که چرا آمد و رفت ؟
در هلهله ام چه خوش صداآمدو رفت