کشکول عشق

زمین کربلا
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢۳
 

 

هزارجـــلوه زعشق برزمین اگر برجاست
ز آن نماز عشق که اداشد ظهر عاشورا
چه بینهایت است دریای ثارا...برای وضو
که بود اقـــــــــامه کرد آن نمـــــــاز آزادی
بهر دمی که بیــــــایی درآن سرای رفیع
بیا وببین که هفتــاد ودوتن پیاله بدست
نظر نما به آن مقـام که صاحبش عباس
بگوشه ای زهیر بین بگوشه ای قاسم را
هم او که سرعرش برین دید روز عاشورا
ببین حبیب مظاهـر چه خوش صدا گوید

 

چــه تربتی به از زمین کرببــــــلاست؟
ببین که کعبه وقبله زآن زمان برپاست
که جلوه اش درآنحرم همیشگی پیداست
حسین نور چشم علی ومادرش زهراست
بلور عشق نمایان و تشنـــه نجواست
به شرب شرابی ز دست آن مولاست
مثال روی قمر صورتش بسی زیباست
بروی سینه مولاعلی اصغر هم آنجاست
نماد احمـدی ببین علی اکبر رعناست
فدایی صـــــــد باره بر قیــام آن آقاست