کشکول عشق

راه عشق
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢۳
 

 

درود برسپاه عشق به اشک وخون وآه عشق
به شبــــــــروان روزبه ، حسینیان سوخته
شهی که بوسه میزندبه سجده خال یار را
به لاله ای که پرپر است به هردلی معطر ست
به دلستان چون قمر ، در آب شد به تا کمر
کسیکه سرعرش راشنید وتشنه شد شهید
سلام بر سه ساله ای که تازیانه می خورد
به دخت شیرعرشیان که بوسه زدزنای جان
چه می شدی اگر غلام ، رود به راه کربلا

 

به آن که آفریده اش ، به آسمان و ماه عشق
به آن که روی نیزه هاسرش رود به راه عشق
به روی خاک کربلا ، نشسته تا پگاه عشق
به طفل شیرخواره ای که رفت در پناه عشق
وتشنه شد برون ز آن خورد شراب چاه عشق
یکی که مادرش رباب کشیده درد و آه عشق
سبـــــوی اشک دیده را ، ببارد از نگاه عشق
به آن گلوی خون چکان به روی قتلگاه عشق
سرش بریده میشد و به زیر پای شاه عشق