کشکول عشق

دل خونین
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۸
 

 

دلبرا ازچه شدی ، آن می انگور چه شد؟
یک نظـــــر جانب ما بنگر و دیوانه ببــــین
غربت آورده ای ام در شب وبیگانه پرست
چه روا داشت به ظلمت برسانیم ز جور؟
دل که سرگشته شد از فرقت رویت جانا
وصفت ایدوست نوشتم به سراپرده عشق
دل عیـــــــار نه جایی که رقیبـــان بدرند

 

دل خونین بنگر ، آن لب مخمــور چه شد؟
وصل دیوانه در این خانه مســتور چه شد؟
باده و میکده و مطــــرب و تنبور چه شـــد؟
اندرین ظلمــت دل ، آن دل پر نور چه شد؟
آتش و قافله و مقصــــــد و منظور چه شد؟
نامه از خون دلم بوده و ممــــهور چه شد؟
دل از آن تو ، بگو آن دل پر شـــور چه شد؟