کشکول عشق

بهاران
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٢
 

بهار ناز و کرشمه ایست از جانب خداوند ازلی و ابدی که معطر است به عطر بی بدیل او. پس سمفونی روح نواز بهاران آن حضرت را طراوت جان ساز، و بدان که طلوع صبح بهاران ، احساس عشق و مهربانی آن بی همتاست ،که بر بندگانش عطا فرمود، و سزاست که این لطف بی شمار آن یگانه رحمت را ، با سجود خالص و نیایشی پاک شکرگذار باشیم.

و چه با شکوه است دوستی با بهار، که آن آفریدگار مهربان، روز تولد طبیعت را روز تولد حضرت آدمی قرار داد ،تا همانطور که بهار را فصل روئیدن و شکوفا شدن قرار داده، انسان هم مانند بهار زیبا و باشکوه متجلی شود و فصل های دیگر را هم چون گذر عمر قرار داد ،که تا نوروزی دیگر بدانیم باز برانگیخته خواهیم شد.

اکنون این جمله ها را آویزه جان ساز و بدان واژه ها ،هم چنانچه در اوج بی زمانی و عشق و شور مستی تحریر شوند ،مانند بهار شکوفا خواهند شد و ترنم زیبایی بر احساس ها خواهند نواخت .و این حکایت زیبائیست ، پس بهار مصفاست، چرا که فصل نشستن سبزینه ها و شکوفه ها به جای سیاهی هاست ، رواست که ما نیز دل ها را روشن و شکوفه ها و گل های مهربانی را در وجودمان برویانیم ،و دفتر عشق را گشوده و زمزمه های دعا را به افلاک رسانیم، و چه دلنشین است آنگاه که پنجرۀ  دل های روشن و شکوفا شده را به روی نازنین دلهایی که به ما امید بسته اند بگشائیم.

اکنون که از بهار  گفتیم و شنیدیم و احساسش می کنیم، یکبار دیگر چشمانمان را هم بهاری بگشائیم و مانند چشمان بهار عاشقانه بنگریم، تا رنگ عشق در نگاهمان هم چون گل های بهار بشکفد ،و همه چیز و همه کس پاک و منزه جلوه گر شود. به جاست برخیزیم، ایستادن جایز نیست، باید گام ها را آرام آرام به سوی سبز بی نهایت حضرت پروردگار برداریم، همه سو قبله گاه اوست و همه جا همان جائیست که برای ما آفریده، و این نیاز ماست که بند سکوت را بگشائیم و حضوری دل انگیز و شادمانه در زیبائی ها و نعمت های آن رحمان رحیم داشته باشیم، و گوش هایمان را با آواز دل انگیز بهار آشنا کنیم و خود نیز عاشقانه آواز بخوانیم.

پس فرصت ها را غنیمت شماریم که فردا دیر است.