کشکول عشق

زندگی بی معنی
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۳
 

واژه ها گمنامند، جلوه ها بی معنی ، نکته ها ناخوانده، کابوس ها بی پایان، رنگ ها بازیچه،  بوم نقاشی سرد،همه درخواب زمستانی بیداد جنون آواره، دست هاکوتاه، کوچه ها مانده درزیرگل و لای حقارت مدفون، بچه ها پشت دروپنجره  مدرسه ، درچنبره فکروخیال، نگرانندزفردا که فرو ریزد سقف، پایه ها لرزانند، خبری نیست زنجواگرصبح، ازدحامی  نیست تاهیاهو کند و گرم شودکوچه ما،دیگرازچنگی مجنون خبری نیست به باغ ،   سازها خاموشند ، می فروشی که همه عمربه ما ( می) می داد ،ساغر و باورمستی دگراز یاد برفت،پس چه شد نغمه داودی عشق ؟ گفته بودند کسی میاید ، منتظرمی مانم ، مشعلی می خواهد، می نویسم شاید سوزدلم آتشی افروزد.....