کشکول عشق

مست عشق
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٥
 

اگر خال و چشمان مستت نبود
چو دیدم که بوئیدی از شاخه گل
چه حاجت مرابوی گل های یاس
شرابی که نوشــــیدم از جام تو
خوشم اینکه عیارم وشب شکن

 

چه «می» میتواند چنینم نمود ؟
زدم بوســــه بر گل ز جان و وجود
که موی تو دارد شمیمی چو عود
دمادم به مســتی و عشقم فزود
ســـر انگشت نازت مرا در گشود