کشکول عشق

روی ماه
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٧
 

بازسحرگهان شدوروی مهت نشد عیان
سنگدلی جفا کنی ، نیست مگر مروتت
نیست میسرم دگر شب به سحر رساندنم
مرغ سحر بداند از آه و فغان و مویه ام
یاکه رها کن از قفس یا که بگیرم از نفس

 

بار فراق چون کشم رفته دگر مرا امان
در تعبم ندیده ای دیده و دل اشک فشان
شرح وحدیث عشق را نیست کتابتی برآن
ناله کند برای من ، شکوه خود کند نهان
چند کنم حکایتم ، وقت سحر به هر زمان