کشکول عشق

اشک های عاشق
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۳٠
 

 

چه  اعجازی در وجود توست که محسورم می سازد و چه نازی در توست که مرا نیاز به آن ؟

چرا قدرت عشق در یک زمان و مکان برق آسا عاشق را در می نوردد ؟

و چرا عشق سرچشمه زلال کامیابی ها و حقیقتش پرتو درخشان روح پاک آدمیان است  ؟

چرا سرمنزل مقصود و مراد عاشق فقط در چراغانی محفل معشوق به وصال می رسد ؟

آری : حقیقت عشق چندان پیچیده نیست ، امّا چگونگی عاشق دشوار است  ؛

عاشقی بدون باور معشوق قابل درک نیست ،زمزمه های معشوق  زیبایی حیات عاشق شیداست .

اکنون با تو ساده نجوا می کنم ، در عمق نگاهم نظر کن

و نقش چشمانت را در دلم آفتابی ساز و قله های بلند احساسم را بپیمای

تا بهارت را در احساسم جاری کنم ، آنگاه چشمانم را غرق در اشک می سازم تا شقایق های وجودت را طراوت بخشد، خواهی دانست چشم های عاشقی زیباست  که لبریز اشک باشد .