کشکول عشق

مستی شب
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۳٠
 

مقیم و ملازم درگاه دلدار را چه بر هوس که به دیگری نظر کند  ؟

کسی که به خرقه می آلود ، در جرگه عیاران و شب نشینان میکده به سر آرد و با اهل اشارت سخن آورد و قبل از پگاه چشم بر هم ننهد  ، چه سرکشی به منزل غیر  ، که مستی شب تباه دارد!

حاشا که نگاهی بجز دوست  ، که دوستی را حدیثی است بلند مرتبه و پایدار که نقصان و آلودگی هوس بر آن به دور از جوانمردی و معرفت. و این نیست در مرام خردمندان اهل مجلس شب.

نخواهم که خود را به آب زمزم بشویم و برهان پاکی و دلیل ورع و پرهیزگاری نمایم ، لیکن در آئین و مسلک عاشقی گریبانم به نااهل نخواهم سپرد و بر وصل امیدوارم و دریافته ام که عنان مرکب دل به دست دوست خوشتر است.

تمنایم این است: مرا از معرفت فروشان مپندارید که هر شبم اعتکاف بر  درگاه یار  و یلداست و چشمانم بر نظری از او به سویی باده تا عطشم فرو نشاند  ؛

آری: دلم به تاراج این و آن نمی نهم و یغمای دون صفتان نخواهم کرد  ،من نقش یار بر دلم کشیده ام تا هیچ نقشی را بر دلم جای نباشد.