کشکول عشق

گیسوی یار
نویسنده : غلامرضا پوزش - ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٢
 

مرا از صافی ساقی چه یک قطره چه دریایی   

همان کافی ست تا این دل رهد از بند هر خوانی

گر از گیسوی مواجش به این عاشق دهد مویی

به آن مو پیش عیاران کنم هر شب گرانجا نی

کنم هر شب دعا شاید شکرخندی ببارد او

زآن قند لب لعلش،شود شیرین لب بانی

بفرماییدش این پیغام،دهد یک لحظه ام فرجام

چه فرقی میکند دیگر،شوم باقی و یا فانی

فقط می دانم این نکته ،که آن رعنا دهد جانم

سرافرازم از این معنی،چه خوشنامی،چه بدنامی