اشک های عاشق

 

چه  اعجازی در وجود توست که محسورم می سازد و چه نازی در توست که مرا نیاز به آن ؟

چرا قدرت عشق در یک زمان و مکان برق آسا عاشق را در می نوردد ؟

و چرا عشق سرچشمه زلال کامیابی ها و حقیقتش پرتو درخشان روح پاک آدمیان است  ؟

چرا سرمنزل مقصود و مراد عاشق فقط در چراغانی محفل معشوق به وصال می رسد ؟

آری : حقیقت عشق چندان پیچیده نیست ، امّا چگونگی عاشق دشوار است  ؛

عاشقی بدون باور معشوق قابل درک نیست ،زمزمه های معشوق  زیبایی حیات عاشق شیداست .

اکنون با تو ساده نجوا می کنم ، در عمق نگاهم نظر کن

و نقش چشمانت را در دلم آفتابی ساز و قله های بلند احساسم را بپیمای

تا بهارت را در احساسم جاری کنم ، آنگاه چشمانم را غرق در اشک می سازم تا شقایق های وجودت را طراوت بخشد، خواهی دانست چشم های عاشقی زیباست  که لبریز اشک باشد .

/ 3 نظر / 9 بازدید
ابراهیم

باران ببارد یا نبارد چتر داشته باشم یا نداشته باشم زمستان باشد یا نباشد هیچ کدام برایم فرقی ندارد من از تمام رمانتیک های آبکی خسته شده ام

مهسااا

واقعا همه چیز بدون رنگ و بوی عشق خسته گننده اس

میترا

زیاد "پاییـــــــــزی ام"... کاش "بهـــــــــار" یـــادش بیاید دختـــــــری دارد!