روی ماه

بازسحرگهان شدوروی مهت نشد عیان
سنگدلی جفا کنی ، نیست مگر مروتت
نیست میسرم دگر شب به سحر رساندنم
مرغ سحر بداند از آه و فغان و مویه ام
یاکه رها کن از قفس یا که بگیرم از نفس

 

بار فراق چون کشم رفته دگر مرا امان
در تعبم ندیده ای دیده و دل اشک فشان
شرح وحدیث عشق را نیست کتابتی برآن
ناله کند برای من ، شکوه خود کند نهان
چند کنم حکایتم ، وقت سحر به هر زمان

/ 2 نظر / 8 بازدید
زيبا

سلام دوست عزيز وب لاگ خوبي دارين خوشحال ميشم به وب سايت منم سر بزنيد وب سايت همسريابي با بيش از 250000 هزار عضو ايراني از تمامي شهرها و بالاي 2000 نفر آنلاين با ثبت نام رايگان دايره انتخابتان را گسترده کنيد http://2mahtab.ir

مهسااا

سلام کجایی آقای پوزش؟ چرا مطلب نمیذاری؟